عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

203

منازل السائرين ( فارسى )

مىكند و او را وكيل مىكند اما تفويض قبل و بعد از وقوع آن نيز هست . وكالت توكل معمولا در مقام فعلى خداوند است ، كارهايى كه به فعل مربوط مىشود و تفويض وسيع‌تر از توكل است زيرا هم به فعل و هم به وجود عبد مربوط مىشود . يعنى در توكل ما ، فعل را از خود سلب و به خدا وگذار مىكنيم . اينجا هم سلب فعل و هم سلب اراده مىكنيم يا در درجه سوم توكل كه از خود سلب اراده مىكنيم ، به طور كلى منفك از اراده نمىشويم بلكه موجوديت ارادهء خود را در ارادهء خداوند قرار مىدهيم و مىگوييم : اين ارادهء من است كه در ارادهء خاد واقع مىشود ولى در تفويض نه فعل ، نه اراده و نه وجود هست ، « و هو عين الاستسلام » يعنى آن عين تسليم شدن است . به اين معنا توكل شعبه‌اى از تفويض مىشود . آن‌هايى كه وجود و همه‌چيزشان را به خدا وا مىگذارند : امنت بالله و كفرت بالطاغوت اللهم و احفظنى فى منامى و فى يقظتى . « 1 » به خدا ايمان آوردم و از طاغوت كافر شدم خداوندا مرا در خواب و در حضور او حفظ نما . گويندگان اين جمله كسانى هستند كه در هر حالتى حتى به هنگام خواب هم خود را به خدا مىسپارند . پس عده‌اى با فعل تسليم مىشوند و عده‌اى با اراده و يك عده با وجودشان تسليم خدا مىشوند . تفويض در مقابل جبر قرار دارد كه در بين متكلمين هم از بحث‌هاى پر ماجراست . يك عده جبرى هستند و به جبريون معروفند مثل اشاعره . عده‌اى هم تفويضى هستند يعنى مطلق اراده را در نظر مىگيرند و قائل هستند كه انسان در همهء امور مختار است . مثل معتزله اما تشيع به فرمايش امام صادق عليه السّلام اعتقاد دارند : لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين . « 2 » نه جبر است و نه تفويض بلكه امرى ميان اين دو امر است . و امام راحل عظيم الشأن امام خمينى ( ره ) مىفرمايد : در اين « بل امر بين الامرين » رازى است كه بايد كشف كرد . اين با ابزار عقل و فلسفه و مباحث كلامى قابل حل نيست

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ترجمهء مصطفوى ، ج 4 ، ص 311 . ( 2 ) . اصول كافى ، ترجمهء مصطفوى ، ج 3 ، ص 106 .